|
سنــــــقـــــــات | ||
|
تونه سـَیدِن مونه ایگن بی وفا خُوم اِنـُم هـَف آسمونه زیر پا خُوم گـِرُم لُهت ایکنم هرچی وم وابوی خدایه اَر مو دیدُم وا تیا خُوم (دل) ************************************* ایی بنده ایی و بنده سواری سی خُوت سرکوی بهار و تَهله خواری سی خُوت یا رب ده زدی زنده اییَه تَهلش کِردی نیخیم بهشت و هرچه داری سی خُوت (دل) ************************************
از چشم من تا چشم بابا آب بازی سرنیزه ها تا نیزه در خوناب بازی ایگُو مُو دیدُم که سُرُپ هم باد ایبُو.! یعنی که سرو افتاد سردرتاب بازی (عاشق کشی رسم خوشایندی است بانو) وقتی مسیر افتاد موج ناب بازی ای کفرهای بر زبان برما ببارید اصلا ببار ای کفر بر القاب بازی وقتي مُونَه هـَي ايدزيدِن مرگ ايمُرد گفتند اين عكسي، خليجي، قاب بازي اینجا تمام دستهای دفترت ، پر اینجا قلم میسوزد از قلاب بازی مادر تمام خاکها را روی من ریخت ... ای تُف به این تکرار، این زیراب بازی
(دل) ************************************** امواجم در پستوی نمیدانم کجا قربانی آهنگ کدام یِزله اند؟! ماه نیمه میرسد خورشید احساس دیگری... پان عربیسم! از سینوس پرسیکوس شرچشمه نمیگیرد! سرچالز، عگال گذاشته شیوخ ، در حباب رودریک اوون پرواز میکنند ما در هزارهی چندمیم؟ از موجهای چلیپای ام جهل را بردار عشق همین حوالی " برچسب خورده است . تا اذان محلهی نمیدانم کجا، 30 ثانیه گذشت ومن، گمشده تاریخم ... پائیز ، انگشتانم را نیلبکی هدیه میدهد . تابوتم شعر میشود ، قسم به کسی که ، نمیشناسمش نامم را پس بدهید..... ! ( دل ) ************************************ *یزله: پای کوبی عربها *پان عربیسم: جریانی که از سال 1960 به بعد در اعراب بوجود آمد ونتیجه آن جدایی بحرین... از ایران شد *سینوس پرسیکوس: اولین بار یونانی ها این نام که همان معنی خلیج فارس است را در منابع معتبر خود آوردند. *سرچالز بلگریو: کارگزار دولت انگلیس در خلیج فارس در حدود سالهای 1960-1930 *رودریک اوون: نماینده سیاسی انگلیس در خلیج فارس در حدود دهه 60 میلادی و نویسنده کتاب حبابهای طلایی در خلیج فارس ************ *سَیدِن: گرفتند * گرُم: میگیرم * هرچه وم وابوی: هربلایی که سرم بیاد *لُهت: لخت *سرکو: سرکوفت *سُرُپ: سُرب
[ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ] [ 8:36 ] [ محمدحمیدی ]
وری کوگُم که مندیر صداتُم مو تِشنـَی لَو، گلُپ، تِشنَی حناتُم اِریزُم گل مِه ریشه ی هردوتامون تو اَوسوره، موچی مـَـه سوزه پاتُم
(دل) ******************************
یادگاری انگشتانت را برای هیچ تبسمی مفرست فرقی نمیکند باغچه اش! بلورین باشد یا یسنای سبز در که باز شد زیر باران فریب ، چندان خیس می شوی که چتر بلاتکلیف بپوشی . جوجه هایت را همان ابتدا بشمار مرا در بیغوله بازی آنقدر زیر پایم را خالی کردند که علف هم سبز نشد .
(دل)
[ دوشنبه هفتم فروردین 1391 ] [ 9:14 ] [ محمدحمیدی ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||